منابع و ماخذ تحقیق c (3122)

منابع و ماخذ تحقیق c (3122)

2-2-1-2-3. سیستم‌های تزریق نمونه 28
2-2-1-2-4. ستون‌های کروماتوگرافی مایع 28
2-2-1-2-4-1. انواع پر کننده‌های ستون 29
2-2-1-2-5. دمای ستون 29
2-2-1-2-6. آشکارسازها 30
2-2-1-2-6-1.آشکارساز فتومتریک 31
2-2-1-2-6-2.آشکارساز جذب فرابنفش (UV)32
2-3.بررسی مطالعات دیگران در این زمینه 33
2-4.بررسی داروی مورد مطالعه 36
2-4-1.مکانیسم اثر فارماکوکینتیک دارو36
2-4-2.مکانیسم اثر37
2-4-3. موارد مصرف 37
2-4-4.منع مصرف و احتیاط 37
2-4-5.عوارض جانبی 38
2-4-6. تداخل‌ها 38
2-4-7.دوز مصرفی 38
2-5. میکرواستخراج سه فازی بر پایه استفاده از فیبر توخالی متخلخل38
2-5-1.از دلایل انتخاب این روش39
فصل سوم: مواد و روش‌ها
3-1.مواد شیمیایی و تجهیزات دستگاهی41
3-2-1. مواد شیمیایی، استانداردها و نمونه‌های حقیقی 41
3-2-2.تجهیزات دستگاهی 41
3-3.روش استخراج 42
3-3-1.استخراج به اختصار طی مراحل زیر انجام گرفت42
3-3-2. مراحل بهینه‌سازی 43
3-3-2-1. بهینه‌سازی شرایط جداسازی43
3-3-2-2. بهینه‌سازی شرایط استخراج 43
3-3-2-2-1.نوع حلال آلی 44
3-3-2-2-2.اثرpHفاز دهنده 44
3-3-2-2-3.اثرpHفاز گیرنده 44
3-3-2-2-4.اثر قدرت یونی فاز دهنده 44
3-3-2-2-5.اثر هم زدن محلول آنالیت 44
3-3-2-2-6.اثر زمان استخراج 44
3-3-3. ارزیابی کارایی روش استخراج 45
3-3-3-1. منحنی درجه‌بندی 45
3-3-3-2.تعیین فاکتور پیش تغلیظ (PF) 45
3-3-3-3. تعیین تکرارپذیری (RSD) 46
3-3-4.آنالیز نمونه حقیقی 46
فصل چهارم: نتایج
4-1. میکرواستخراج سه فازی بر پایه استفاده از فیبر توخالی متخلخل 48
4-2. مراحل بهینه‌سازی48
4-2-1. بهینه‌سازی شرایط HPLC48
4-2-2. بهینه‌سازی شرایط استخراج 49
4-2-2-1.نوع حلال آلی49
4-2-2-2.طراحی آزمایش51
4-2-2-2-1. غربال‌گری 51
4-2-2-2-2. طراحی بهینه‌سازی 55
4-2-2-2-3. خلاصه نتایج بهینه‌سازی 59
4-3. تعیین پارامترهای تجزیه‌ای روش استخراج 59
4-3-1.تهیه منحنی درجه‌بندی 59
4-3-2.فاکتور پیش تغلیظ (PF) و درصد بازیابی (R%) 60
4-3-3.تعیین حد تشخیص (LOD) 61
4-3-4. تکرارپذیری روش (RSD) 62
4-4.آنالیز نمونه ادرار و پلاسما 62
فصل پنجم: بحث و پیشنهادات
5-1. بحث و نتیجه‌گیری66
5-2. پیشنهادات69
منابع70
خلاصه انگلیسی 82
ضمایم82
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1. کاربردهای کروماتوگرافی تقسیمی 25
جدول 2-2. کاربردهای اخیر HF-LPME در استخراج گونه‌های مختلف 33
جدول 4-1. سطوح پایین و بالای مربوط به فاکتورهای بررسی شده 52
جدول 4-2. آزمایشات طراحی شده پلاکت- بورمان جهت شناسایی فاکتورهای مهم تاثیرگذار بر روی نتایج SBME-HPLC برای جداسازی و اندازه‌گیری donepezil52
جدول 4-3. آزمایشات طراحی شده باکس- بهکن جهت بهینه‌سازی فاکتورهای موثر بر SBME55
جدول 4-4. خلاصه نتایج بهینه‌سازی استخراج59
جدول 4-5. ارقام شایستگی SBME داروی دونپزیل62
جدول 5-1. مقایسه روش ارائه شده با سایر روش‌های استخراجی66
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل ( الف ). روش‌های استخراج و میکرواستخراج 3
شکل 2-1. نمای جانبی از سیستم میکرواستخراج با حلال با استفاده از میله تفلونی 11
شکل 2-2. نمای جانبی از سیستم میکرواستخراج با تک قطره الف)استخراج مستقیم ازدرون محلول ب)استخراج از فضای فوقانی 13
شکل 2-3. اصول استخراج HF-LPME (الف) دو فازی (ب) سه فازی 14
شکل 2-4. (الف) سیستم HF-LPME بر اساس پیکربندی (ب) پیکربندی میله‌ای U17
شکل 2-5. طرح شماتیک از سیستم HF-LPME18
شکل 2-6. (الف): شمایی از سیستم HF-LPME از حجم زیاد (ب) سیستم نیمه خودکار 19
شکل 2-7. طرح شماتیک میکرواستخراج فاز مایع به روش مستقیم (الف) و (ب) فضای فوقانی 21
شکل 2-8. شمایی از یک دستگاه HPLC26
شکل 2-9. یک حلقه نمونه‌برداری کروماتوگرافی مایع 28
شکل 2-10. سلول آشکارساز فرابنفش برای HPLC32
شکل 2-11. ساختار شیمیایی دونپزیل 36
شکل 4-1.کروماتو گرام تزریق مستقیم 1میلی‌گرم بر لیتر محلول ابی دونپزیل 49
شکل 4-2. بررسی نوع حلال پر کننده منافذ فیبر 50
شکل 4-3. نمودار Pareto chart مربوط به طراحی پلاکت- بورمان 54
شکل 4-4. نمودار مربوط به میزان و نحوه تغییر سطوح فاکتورهای موثر انتخاب شده 56
شکل 4-5. نمودار پاسخ سطحی تخمینی و خطوط کانتور به دست آمده از فاکتورهای موثر در کارایی استخراج donepezil توسط روش SBME-HPLC57
شکل 4-6. منحنی درجه‌بندی در شرایط بهینه SBME59 شکل 4-7. منحنی درجه‌بندی در محیط آبی حاصل از تزریق دارو قبل از استخراج 60
شکل 4-8. منحنی درجه‌بندی تزریق مستقیم 61
شکل 4-9. کروماتوگرام نمونه ادرار حاوی 10 میکروگرم بر لیتر دارو63
شکل 4-10. کروماتوگرام نمونه پلاسما حاوی 10 میکروگرم بر لیتر دارو64
خلاصه فارسی
داروی دونپزیل یک مهار کننده مرکزی آنزیم استیل کولیناستراز است که در موارد خفیف تا شدید بیماری آلزایمر بهکار می‌رود. همچنین در برخی موارد در درمان بیش فعالی و نیز موارد دمانس مرتبط با پارکینسون مورد استفاده قرار می‌گیرد.
در این مطالعه برای تغلیظ و اندازه‌گیری مقادیر کم این دارو در نمونه‌های بیولوژیک ادرار و پلاسما، ترکیبی از روش میکرواستخراج سه فازی مایع با نوار حلال و اندازه‌گیری با کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا(HPLC)، به کار گرفته شد که بسیار موفقیت‌آمیز بود.
استخراج دارو از محلول آبی 15 میلی‌لیتری که حاوی دارویدونپزیل در 9/11 pH=بود، به فاز آلی که شامل حلال n-اکتانولی که در منافذ فیبرتوخالی جای داده شده بود، صورت گرفت. سپس به منظور تغلیظ، داروی وارد شده در فاز آلی با یک عمل استخراجی برگشتی، به فاز آبی با 4 /3pH= که در داخل فیبر توخالی قرار داشت، منتقل گردید.
فرآیند استخراج به دلیل گرادیان و اختلاف pH بین دو فاز آبی انجام می‌شود. به منظور دستیابی به بیشترین فاکتور تغلیظ، پارامترهای موثر در استخراج نظیر نوع حلال آلی، pH فاز دهنده و گیرنده، قدرت یونی، زمان، سرعت همزدن و دما بررسی و بهینه شدند.
پس از استخراج تحت شرایط بهینه، فاکتور تغلیظ 7/106، و حد تشخیص87/0μg/Lبا انحراف معیار نسبی 9/2 درصد حاصل شد.
کلید واژه: دونپزیل – میکرو استخراج سه فازی مایع با نوار حلال
مقدمه
علم شیمی تجزیه روشهای متنوعی را برای آنالیز کمی و کیفی مواد ارائه میدهد. امروزه روشهای جداسازی، تفکیک گونهای موجود در بافت‌های پیچیده را با حد تشخیصی در حد خیلی کم (فمتوگرم) مقدور ساخته است. علاوه بر روشهای جداسازی، مرحلهی آماده‌سازی نمونه نیز یکی از مهمترین مراحل در روند تجزیه میباشد. این مرحله شامل تبدیل بافت یک نمونۀ حقیقی به حالتی است که برای تجزیه با یک تکنیک جداسازی و یا روشهای دیگر مناسب باشد. میتوان گفت مرحلهی آماده‌سازی نمونه برای اهداف زیر طراحی شده است:
1- حذف مزاحمت‌ها از نمونه به منظور افزایش گزینش‌پذیری روش
2- پیش تغلیظ آنالیت مورد نظر و افزایش غلظت آن به نحوی که بتوان آنرا با دستگاه‌های تجزیهای اندازه‌گیری کرد.
3- تبدیل آنالیتها به فرمی که برای شناسایی با دستگاه تجزیهای مناسب باشد.
اساسی‌ترین روش آماده‌سازی نمونه، روش استخراج است. تلاش متخصصین شیمیتجزیه برای ابداع و توسعهی روشهای اندازهگیری با دقت و صحت بالا و نیز حذف مراحل دستی که موجب تکرارپذیری پایین در روشهای تجزیهای میشود، باعث شده که روشهای استخراجی نوینی ابداع گردد. شکل (الف)روشهای مختلف استخراج و میکرواستخراج را دستهبندی میکند که راجع به آنها توضیحات مفصلی در مراجع آمده است.
در فصل دوم نیزبه اختصار راجع به میکرواستخراج مایع- مایع با قطره روشهای استخراج برپایه استفاده از فیبرهای توخالی متخلخل بحث خواهد شد.
شکل (الف). روش‌های مختلف استخراج و میکرو استخراج
فصل اول
کلیات
1-1. بیان مسأله
جهت اندازه‌گیری مقادیر بسیار اندک دونپزیل در مایعات بیولوژیک، می‌بایست از متودی استفاده شود که به تیم پزشکی در تنظیم دوز دارو بدون نیاز به خونگیریو از طریق غیر تهاجمی کمک کند و قدرت شناسایی و تفکیک این دارو را داشته باشد.با استفاده از متود پیش تغلیظ دارو با میکرواستخراج فاز مایع به کمک هالوفایبر می‌توان مقادیر بسیار کم این دارو را در ادرار تغلیظ و استخراج نمود، سپس با دستگاه HPLC اندازه‌گیری کرد.این روش بسیار جدید بوده و تا به حال جهت پیش تغلیظ و اندازه‌گیری این دارو استفاده نشده است.
1-2. ضرورت اهمیت موضوع
بر طبق مطالعات داروی دونپزیل می‌تواند باعث افزایش غلظت داروهایی از جمله بتا- بلاکرها و داروهای کولینرژیک شود. از طرفی می‌تواند باعث کاهش اثرات درمانی داروهای آنتی‌کولینرژیک از جمله تولترودین شود که در موارد تکرر ادرار در سنین سالمندی مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین این دارو در موارد مصرف کنترل نشده و در غلظت‌های بالاتر از سطح درمانی می‌تواند باعث افزایش فشار خون و حتی سنکوپ شود.
غلظت خونی این دارو در پلاسما در حدود 17-7 نانوگرم در میلی‌لیتر می‌باشد و دارو به مقدار 17% به صورت تغییر نیافته از ادرار دفع می‌شود. اندازه‌گیری دارو در نمونه بیولوژیک ادرار و پلاسما، به منظور بررسی‌های فارماکوکینتیکی و کلینیکال و تعیین دوز مصرفی در بیماران، باتوجه به مصرف رو به گسترش آن، حائز اهمیت می‌باشد.
فصل دوم
مروری بر متون گذشته
اصول تئوری
در SBME بر پایۀ استفاده از فیبر (نوار حلال)، محلول نمونه داخل یک ظرف قرار گرفته و تکهای از فیبر که دو طرف آن بسته استتا 5 سانتیمتر باشد داخل محلول قرار میگیرد.
قبل از عمل استخراج فیبر داخل یک حلال آلی قرار میگیرد تا داخل منافذ آن با حلال آلی پر شود سپس حلال اضافی روی فیبر با آب شسته میشود. گفتنی است که حلال آلی باید غیر قابل امتزاج با آب باشد. لایۀ نازک تشکیل شده از فاز آلی ضخامتی در حدود 200 میکرومتر دارد و کل فاز آلی استفاده شده در این فرآیند در حدود 15تا 20 میکرولیتر است. فیبر آماده شده طی استخراج داخل محلول آنالیت قرار میگیرد. آنالیت ابتدا به داخل فاز آلی مستقر در جدارۀ فیبر و سپس به فاز گیرندهی مستقر در داخل فیبر منتقل میشود. پس اگر A آنالیت استخراجی باشد در یک سیستم دو فازی میتوان تعادل آن را بصورت زیر نشان داد.
AaqAorg
در اینجاCeq.organic غلظت A را در فاز گیرنده و Ceq,sample غلظت A را در محلول نمونه در حالت تعادل نشان میدهد. براساس معادلۀ (2-2) و معادلۀ تعادل جرمی سیستم دو فازی، میتوان راندمان استخراج(R) را برای آنالیت A محاسبه کرد:
در اینجا Vorgحجم کل فاز آلی در سیستم (فاز آلی جذب شده در منافذ فیبر و داخل فیبر) و Vsample حجم نمونه را نشان میدهد. رابطه (2-3) نشان میدهد کارایی استخراج به ثابت تفکیک، حجم حلال آلی و نیز حجم نمونه بستگی دارد. برای ترکیباتی که Kacceptor/sampleبزرگی دارند کارایی استخراج بالایی بدست میآید. پس میتوان با انتخاب حلال آلی مناسب و با انتخاب pH مناسب برای تر کیبات اسیدی و بازی ودر بعضی موارد با افزایش قدرت یونی نمونه به کارایی بالایی از استخرج دست یافت. همچنین استفاده از حجم‌های کم نمونه باعث دستیابی به درصدهای استخراج بالایی می‌شود.

همچنین درصد بازیابی آنالیت نیز توسط معادله زیر قابل محاسبه است:

: غلظت اولیه آنالیت در محلول نمونه
: حجم محلول آبی نمونه (فاز دهنده)
: حجم حلال آلی (فاز گیرنده)
CO: غلظت آنالیت در فاز گیرنده در پایان استخراج است.
در SBME دوفازی، بازیابی واقعی کمتر از مقدار محاسبه شده می‌باشد، چرا که کسری از حلال آلی که در منافذ فیبر قرار گرفته، در استخراج نقشی ندارد و فقط کسر موجود در مجرای فیبر می‌تواند به درون سرنگ کشیده شود.کینتیک استخراج برای یک سیستم دو فازی میتواند بصورت معادله زیر نوشته شود:
Cacceptor= Ceq,acceptor(1-e-kt)
Ceq.acceptorغلظت آنالیت A در فاز گیرندهدر زمانt، می‌باشد.
در رابطه، K ثابت سرعت با واحد (S-1) و مقدار آن از رابطهی ذیل قابل محاسبه است:
(2-6)
Ai و ثابتهای انتقال جرم در فاز آلی را نشان می‌دهد این معادله نشان میدهد اگر Aiوبزرگ باشند وVsample کوچک باشد، استخراج با سرعت بیشتری انجام میشود.با افزایش سرعت همزدن میتواند به ماکزیمم مقدار خود برسد.
در مدل سه فازی، آنالیت از نمونۀ آبی به یک فاز آلی و سپس به فاز گیرنده که یک محلول آبی است و داخل فیبر را پر میکند وارد میشود. این فرآیند بصورت معادلۀ تعادلی زیر نوشته میشود:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

AaqKorg/sampleAorgKacceptor/orgAac
دراینجا Korg/ sampleوKacceptor /org به عنوان ثابت‌های توزیع تعریف میشوند:
(2-8)
بر اساس معادلات فوق و نیز بر پایۀ تعادل جرم برای سه فاز مقدار R از رابطهی زیر محاسبه میشود:
Vacceptorحجم فاز گیرنده و Vorgحجم فاز آلی مستقر در داخل منافذ فیبر میباشد. معادلۀ فوق نان می‌دهد راندمان استخراج در سیستم سه فازی از طریق ثابت‌های توزیع، حجم نمونه و حجم فاز آلی و حجم فاز گیرنده کنترل میشود. در کل داشتن ثابت توزیع بالا برای انجام استخراج خیلی مهم است که میتواند با انتخاب مناسب فاز آلی و نیز تنظیم pH نمونه حاصل شود. برای آنالیت‌های بازی pH نمونه باید بالا باشد (تقریباً سه واحد بزرگتر از PKaآنالیت) در حالی که pH فاز گیرنده باید اسیدی باشد (ترجیحاً سه واحد کوچکتر از PKa آنالیت). بصورت عکس برای آنالیت اسیدی شرایط معکوس باید مهیا باشد. با توجه به معادلۀ (2-11) میتوان برای SBME فاکتور تغلیظ بالایی انتظار داشت به شرط اینکه ثابت توزیع آنالیت بزرگ باشد.
در مدل سه فازی، کل حجم فاز گیرنده برای استخراج در دسترس می‌باشد، بنابراین درصد بازیابی از معادله زیر به دست می‌آید (67).
2-1. مروری بر روشهای استخراج مایع- مایع و میکرواستخراج مایع- مایع1
استخراج مایع- مایع بر مبنای توزیع گونه بین دو فاز امتزاج‌ناپذیر که معمولاً یکی از آن‌ها آب و دیگرییک حلال آلی است استوار است. در این روش اساس جداسازی توزیع است (1و2).
عوامل مؤثر در استخراج مایع- مایع عبارتند از:
نوع حلال استخراج کننده، حجم حلال آلی برای استخراج، pH، عامل استخراج، عامل پوشاننده و قدرت یونی محیط.
استخراج مایع- مایع یکی از قدیمی‌ترین روش‌های جداسازی است، سادگی و کاربردی بودن در مقیاس تجزیه‌ای و صنعتی از عوامل بقای این روش تا امروز بوده است. از مهم‌ترین معایب این روش مصرف زیاد حلال آلی و آلودگی محیط زیست، هزینه حلال آلی و ایجاد سمیت می‌باشد. در همین راستا با پیشرفتی که در این روش صورت گرفت و با کم کردن مقدار حلال آلی استخراجی، روش‌های میکرواستخراج با حلال روی کار آمدند که در این روش‌ها حجم حلال آلی مصرفی به مقدار قابل توجهی کاهش می‌یابد (3).
روش‌های میکرواستخراج با حلال شامل موارد زیر می‌باشد:
1- میکرو استخراج فاز مایع با تک قطره2(SDME)
2-میکرو استخراج فاز مایع توسط غشای فیبر توخالی3(HF-LPME)
3- میکرو استخراج فاز مایع با استفاده از انجماد حلال استخراج کننده
4- میکرو استخراج فاز مایع- مایع پخشی4(DLPME)
2-1-1.میکرواستخراج فاز مایع
2-1-1-1.میکرواستخراج فاز مایع با تک قطره
Liu و Dasgupta اولین محققانی بودند که از یک قطره‌ی کوچک جهت تغلیظ و استخراج استفاده نمودند. آنها با به کار بردن یک میکرو قطره‌ی آلی از جنس کلروفرم به صورت معلق در یک قطره آبی در حال جریان (سیستم قطره در قطره) توانستند سدیم دو دسیل سولفات را به صورت زوج یون با متیلن بلو به داخل کلروفرم استخراج نماید(4).تقریباً در همان زمان Jeannotو Cantwellروشی را معرفی کردند که آن را میکرو استخراج با حلال نامیدند (5).در این روش یک قطره8 میکرولیتری از حلال آلی n-اکتان حاوی مقدار ثابتی از استاندارد داخلی در انتهای میلهی تفلونی قرار میگرفت و میلهی تفلونی به محلول آبی در حال چرخش که حاوی آنالیت بود وارد میشد. بعداز اتمام استخراج، میله تفلونی از محلول آبی بیرون کشیده شده واز فاز آلی برای آنالیز به دستگاه کروماتوگرافی گازی تزریق میگردید.
شکل 2-1. نمای جانبی از سیستم میکرو استخراج با حلال با استفاده از میلهی تفلونی
در سال 1997 به موازات تحقیقات Jeannot و Cantwell روی میکرواستخراج با قطره،HeوLeeاستخراج با قطره را در حالت استاتیک و دینامیک انجام دادند (6).در روش استاتیک، یک میکرولیتر از قطره‌ی استخراجی در نوک سوزن میکروسرنگ معلق شده، در تماس با محلول آبی قرار گرفته و استخراج گونه از فاز آبی به داخل قطره انجام می‌گیرد. در روش دینامیک، پیستون میکروسرنگ به صورت قیف جدا کننده عمل می نماید. با کشیدن پیستون و ورود محلول آبی به داخل میکروسرنگ، لایه‌ی نازکی از فازآلی در جدار داخلی سرنگ و سوزن تشکیل شده و همرفت القاء شده در اثر حرکت پیستون منجر به استخراج گونه‌ها از فاز آبی به لایه آلی می‌گردد (7). میکرو استخراج با قطره به دو شیوه دوفازی و سه فازی قابل انجام است. در میکرو استخراج دو فازی، استخراج گونه‌ها به درون یک حلال آلی غیر قابل امتزاج با آب رخ می‌دهد. در میکرواستخراج سه فازی یا میکرواستخراج مایع- مایع- مایع5، گونه‌ها از نمونه به درون حلال آلی و سپس با استخراج برگشتی به درون فاز آبی پذیرنده استخراج می‌شوند.
در میکرو استخراج با قطره (دو فازی یا سه فازی) به دلیل انتقال گونه‌ها از نمونه‌های با حجم چند میلی‌لیتر به داخل میکرو قطره‌ای با حجم میکرولیتر، فاکتور تغلیظ بالایی برای مواد مختلف به دست می‌آید. وجود یک مرحله استخراج برگشتی در سیستم سه فازی، انتخابگری سیستم را بالا می‌برد، چرا که طی آن بسیاری از مولکول‌های خنثی حذف گردیده و روش از قدرت پاکسازی6 بالایی برای نمونه‌های با ماتریس پیچیده برخوردار می‌گردد. با انتخاب حلال آلی مناسب، کاهش نسبت به حجم میکرو قطره‌ی پذیرنده به نمونه، تنظیم شرایط و pH فازهای دهنده و گیرنده و نیز با به کارگیری واکنشگرهای کمکی در فاز استخراجی به منظور به دام‌اندازی گونه‌ها، می‌توان کارایی استخراج را افزایش داد (8).
قرارگیری حلال استخراجی در معرض بافت پیچیده‌ی نمونه و انحلال جزئی حلال در آب، دشواری نگهداری قطره درون محلول، عدم امکان استفاده از دماهای بالا و ناپایدار شدن قطره طی هم زدن محلول، همچنین کشیده شدن مقداری از محلول همراه با قطره به درون میکروسرنگ در انتهای کار از جمله معایب روش SDME می‌باشد. Jennot و همکارانش در سال 2001 با هدف رفع این محدودیت‌ها ایده‌ی استفاده از قطره‌ی حلال در فضای فوقانی7 را مطرح نمودند (9).
در این روش که میکرواستخراج با حلال از فضای فوقانی نامیده می‌شود، قطره برای زمانی معلوم در تماس با فضای فوقانی نمونه قرار گرفته و استخراج گونه‌ها از محلول به فضای فوقانی و از آنجا به درون قطره انجام می‌پذیرد.
HS-SDME روشی ساده، حساس و ارزان است و جهت استخراج ترکیبات فرار و نیمه فرار از نمونه‌های با بافت پیچیده بسیار مناسب می‌باشد(11، 10). به منظور افزایش تکرارپذیری استخراج، این روش توسط دستگاه‌های نیمه خودکار و تمام خودکار نیز انجام پذیرفته است. در شکل(2-1)نمایی از سیستم میکرواستخراج با قطره به دو شیوه استخراج مسقیم و استخراج از فضای فوقانی نشان داده شده است.
شکل 2-2. نماییازسیستم میکرو استخراج باتک قطرهالف) استخراج مستقیم از درون محلول ب) استخراج از فضای فوقانی
2-1-1-2. میکرو استخراج فاز مایع با فیبر توخالی(HF-LPME)
روش LPME با تک قطره به صورت دو فازی و سه فازی از مزایایی همچون مصرف مقادیر بسیار کم از نمونه و حلال آلی، حساسیت و فاکتور تغلیظ بالا، قابلیت انجام به صورت استاتیک و دینامیک و قدرت پاکسازی بسیار مطلوب برای نمونه‌های پیچیده برخوردار است.
مهم‌ترین عیب روش از آنجا ناشی می‌شود که نگهداری قطره‌ی استخراجی در انتهای میکروسرنگ بویژه برای زمان‌های طولانی و تحت هم زدن شدید محلول دشوار بوده و به شرایط و مهارت خاصی نیازمند است.به منظور غلبه بر مشکلات فوق و نیز استفاده از فازهای گیرنده‌ای با حجم بیشتر،Pedersen- Bjergaard Rusmussen در سال 1999 استفاده از فیبرهای توخالی متخلخل از جنس پلی پروپیلن را به عنوان نگهدارنده‌ای جهت حفظ مکانیکی فاز استخراجی پیشنهاد نمودند که تحت عنوان میکرواستخراج فاز مایع با فیبر توخالی نام گرفت (13، 12). در واقع تکنیک LPME-HF، نوعی روش میکرواستخراج با غشای مایع نگهداری شده می‌باشد8 که در آن حلال آلی توسط نیروهای کاپیلاری درون منافذ فیبر قرار می‌گیرد و لایه نازکی را نیز روی دیواره‌ی فیبر تشکیل می‌دهد. فاز استخراجی که در حد چند میکرولیتر می‌باشد داخل مجرای درونی فیبر وارد می‌گردد. حجم فاز آلی مورد استفاده در این روش در قیاس با روش سه فازیLPME با قطره کمتر بوده و از سویی امکان تشکیل امولسیون که از مشکلات متداول روش LLE است، حذف می‌گردد.
2-1-1-2-1.اصول استخراج و سیستم‌های مختلف در استفاده از LPME-HF
شکل (2-3)، اصول روش میکرواستخراج فاز مایع با فیبرتوخالی را نشان می‌دهد (14). محلول آبی نمونه درون یک ظرف کوچک پر می‌شود و تکه‌ای از یک فیبر توخالی از جنس پلی پروپیلن متخلخل درون نمونه قرار داده می‌شود. حجم نمونه آلی معمولاً در حد چند میلی‌لیتر و طول فیبر، بسته به نوع کاربرد، در حد چند سانتی‌متر است. پیش از استخراج، فیبر در یک حلال آلی غیر قابل امتزاج با آب آغشته می‌شود تا حلال منافذ فیبر را پرکند. بدین ترتیب، لایه نازکی از حلال آلی در جداره‌ی فیبر، که معمولاًlμ200ضخامت دارد، تشکیل می‌شود. حجم کلی حلال آلی تثبیت شده در غشاء معمولاًlμ20-15می‌باشد. برای گونه‌های قابل یونیزاسیون، pH محلول به گونه‌ای تنظیم می‌شود کهگونه‌ها به شکل غیریونی خود وجود داشته باشند تا حلالیت‌شان در نمونه آبی کم شود و قابلیت استخراج‌پذیری آنها به درون حلال آلی افزایش یابد. بدین ترتیب، گونه‌های موجود در نمونه‌ی آبی از میان فاز آلی تثبیت شده در غشای فیبر به درون محلول گیرنده موجود در مجرای درونی فیبر استخراج می‌شوند. برای تسریع این فرآیند، هم زدن و چرخش سریع نمونه به کار گرفته می‌شود. محلول گیرنده می‌تواند از جنس همان حلال آلی تثبیت شده در منافذ غشای فیبر باشد که در این صورت تشکیل یک سیستم دوفازی را می‌دهد و گونه‌ها در یک فاز آلی استخراج می‌شوند (16، 15). میکرو استخراج فاز مایع با سیستم دو فازی بیشتر برای گونه‌هایی به کار گرفته می‌شود که حلالیت‌شان در یک حلال آلی غیرقابل امتزاج با آب به میزان قابل توجهی بیشتر از محیط آبی است. در این روش، فاز استخراجی مستقیماً با GC سازگار است، در حالی که برای آنالیز با HPLCیا 9CE به تبخیر حلال و ترکیب دوباره در محیط آبی نیازمند می‌باشد.
شکل 2-3. اصول استخراج HF- LPME (الف) دو فازی (ب) سه فازی
در سیستم سه فازی، محلول گیرنده فاز آبی دیگری است که در آن گونه موجود در نمونه آبی از طریق فیلم نازکی از حلال آلی در غشا به درون محلول آبی پذیرنده استخراج می‌شود. این شیوه استخراجی به گونه‌های بازی و اسیدی با گروه‌های عاملی یونیزه شونده محدود می‌شود. برای استخراج ترکیبات بازی، pH نمونه بایستی در ناحیه قلیایی تنظیم شود تا از حلالیت آنالیت جلوگیری کند. در حالی که pH محلول گیرنده باید پایین باشد تا اینکه حلالیت گونه در آن افزایش یابد. در این صورت گونه‌ها به شکل خنثی وارد فاز آلی شده و مجدداً با تبدیل به شکل یونی به فاز گیرنده، استخراج می‌شوند. در مورد ترکیبات اسید pH فاز دهنده در ناحیه اسیدی و pH فاز گیرنده در ناحیه قلیایی تنظیم می‌شود. در نهایت فاز استخراجی مستقیماً می‌تواند به دستگاه‌های CE، HPLC و یا LC-MSتزریق گردد.
میکرواستخراج فاز مایع با فیبر توخالی به شکل دینامیک هم می‌تواند انجام شود. در سیستم دوفازی، یک میکروسرنگ با چند میکرولیتر از حلال آلی غیرقابل امتزاج با آب پر می‌شود (17). تکه کوچکی از فیبر توخالی به سوزن میکروسرنگ متصل شده، فیبر توخالی برای چند ثانیه داخل حلال آلی گذاشته می‌شود تا منافذ فیبر از حلال آلی پر شود. سپس سوزن سرنگ به همراه فیبر در نمونه آبی قرار داده می‌شود و در طول استخراج، حجم‌های کوچکی از نمونه آبی به طور پی در پی به درون فیبر کشیده و خالی می‌شود. در طی کشیدن نمونه آبی به درون سرنگ، فیلم نازک حلال آلی در جداره فیبر شدیداً آنالیت را از محلول نمونه استخراج می‌کند، در حالی که در طی بیرون راندن نمونه، این فیلم نازک دوباره با فاز آلی درون سرنگ ترکیب می‌شود. در طول فرایند ترکیب شدن دوباره حلال، بخشی از گونه‌ی استخراج شده در طول چرخه، در حلال آلی داخل توده10 فیبرتوخالی به دام می‌افتد. پس از استخراج گونه‌ها طی چرخه‌های متوالی، بخشی از حلال آلی موجود در سرنگ برای آنالیز به دستگاه کروماتوگرافی تزریق می‌شود. سیستم سه فازی دینامیک نیز گزارش شده است که البته مشابه روش دوفازی می‌باشد. در این روش، ابتدا میکروسرنگ با چند میکرولیتر از محلول آبی پذیرنده و به دنبال آن با چند میکرولیتر از حلال آلی پر می‌شود. مابقی فرایند مشابه روش دو فازی می‌باشد. HF-LPME دینامیک در مقایسه با سیستم‌های استاتیک سرعت استخراج را افزایش می‌دهد، اما در عمل روش دینامیک پیچیده‌تر است و پارامترهای تجربی بیشتری باید کنترل وبهینه شوند (19، 18).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

علاوه بر دو سیستم HF-LPMEاشاره شده که معمولاً براساس گرادیان pH و یا انتقال توسط حامل می‌باشد، اخیراً روش HF-LPMEبا اعمال یک میدان الکتریکی در دو سمت غشا انجام گرفته و تحت عنوان جداسازی الکتریکی غشا11 نام گرفته است. در این روش، نیروی محرک برای استخراج گونه‌ها اختلاف پتانسیل است و گرادیان pH نقشی در استخراج ندارد (20).
در تحقیقاتی که توسط Lee انجام گرفت، وی روش جدیدی را بر مبنای فیبرتوخالی به نام میکرواستخراج سه فازی مایع- گاز- مایع12 ابداع نمود. در این روش گونه‌ها در اثر حرارت از محلول به جداره فیبر پر شده با هوا نفوذ کرده و سپس به دلیل pH خاص فاز گیرنده، در شکل یونی خود به درون فاز گیرنده استخراج می‌شوند. مزیت این روش این است که هیچگونه حلال آلی در آن استفاده نمی‌شود.
2-1-1-2-2.جنبه‌های عملی و پیکربندی‌های مختلف HF-LPME
تاکنون اغلب کاربردهای HF-LPMEبراساس فیبرهای پلی پروپیلن بوده است، ولی استفاده از فیبر متخلخل پلی وینیلیدین دی فلوئوراید13 هم گزارش شده است. دلیل این امر، سازگاری بیشتر پلی پروپیلن با گستره وسیعی از حلال‌های آلی بوده است. به علاوه، پلی پروپیلن با اندازه‌ی منافذ تقریباً mμ2/0به خوبی می‌تواند حلال‌های آلی در فیبر در فرایندLPME تثبیت کند، که این موضوع برای جلوگیری از نشت حلال به درون نمونه مهم می‌باشد. این مسئله مخصوصاً در مورد محلول‌هایی که به شدت هم زده می‌شوند و نمونه‌هایی مانند پلاسما که با حلال تشکیل امولسیون می‌دهند، دارای اهمیت است. قطردرونی فیبرهای مورد استفاده معمولاً در محدود mμ1200-600 می‌باشد، ولی گزارشاتی نیز در زمینه استفاده از فیبرهای توخالی با قطر درونی کمتر تا حد mμ280 وجود دارد. در گزینش فیبر باید ضخامت دیواره آن زیاد نباشد تا فاصله انتشار در فیبر کوتاه بوده و سرعت استخراج افزایش یابد. فیبرهای با ضخامت دیواره‌ی خیلی کم استحکام فیزیکی کافی ندارند و در مقابل استفاده از فیبرهای با ضخامت بیشتر نیز به دلیل افزایش حجم و ضخامت لایه‌ی آلی، منجر به زمان‌های استخراج طولانی‌تر و کاهش کارایی سیستم می‌شود. از این رو معمولاً ضخامت دیواره‌ی mμ200برای این منظور مناسب است. در اکثر موارد از فیبری با جنس پلی پروپیلن با قطر درونی ، mμ600ضخامت دیواره‌ی mμ200 و اندازه منافذتقریباً mμ2/0استفاده می‌شود (18-12).
در کار عملی با فیبر توخالی پیکربندی‌های14 مختلفی از HF-LPMEبه کار می‌رود. اولین کار در زمینه میکرواستخراجبا فیبرتوخالی با پیکربندی فیبر به صورت U شکل، توسط Rasmussenو
Pedersen- Bjergaardمعرفی گردید (12). در این تحقیق، قطعات 5/8 سانتی‌متر از فیبر توخالی پلیپروپیلنی با قطر داخلی mμ600، ضخامت دیواره‌یmμ200و اندازه منافذتقریباً mμ2/0برای استخراج بریده و استفاده شده‌اند. هر انتهای فیبر به یک سوزن میکروسرنگ متصل شد که یکی از این سرنگ‌ها برای ورود فاز گیرنده و دیگری برای کشیدن فاز گیرنده در انتهای استخراج به کار گرفته شد. برای خروج فاز گیرنده یک فشار فوقانی کوچک روی سوزن اول اعمال می‌شود و جمع‌آوری فاز گیرنده از لوله خروجی صورت می‌گیرد. در پیکربندی U شکل کارایی استخراج مناسب است، ولی در مقابل روش انتقال فاز گیرنده و خودکار کردن15 سیستم مشکل می‌باشد (12). برای رفع این مشکل، پیکربندی میله‌ای توسط Rasmussen و Pedersen- Bjergaard و سپس Andrews, Kramer پیشنهاد گردید (21). شکل (2-4) پیکربندی U شکل و میله‌ای را نشان می‌دهد. در پیکربندی میله‌ای به منظور تسهیل در ورود و خروج میکروسرنگ، قطعه‌ای مخروطی به نوک فیبر متصل می‌شودکه امکان ورود و خروج فاز استخراجی را توسط میکروسرنگ ساده‌تر می‌سازد. این تکنیک قابلیت سازگاری بیشتری با نمونه‌برداری خودکار دارا می‌باشد.
5شکل2-4. (الف) سیستم HF- LPME بر اساس پیکربندی (ب) پیکربندی میلهای U
به دنبال آن، تکنیک دیگری توسط Muller و همکارانش ارائه شد که در این تکنیک به یک انتهای فیبر وسیله‌ای قیف مانند که از جنس فولاد زنگ نزن متصل می‌شود که محل تزریق است. یک پیچ کوچک در محل تزریق برای نگهداری انتهای باز فیبر به کار گرفته می‌شود و تنها از یک میکروسرنگ برای ورود و خروج فاز گیرنده استفاده می‌شود. باز بودن بخش انتهایی فیبر، مشکلاتی مانند ایجاد حباب هوا طی کشیدن فاز گیرنده را رفع می‌کند. در پایان، پس از استخراج یک نمونه‌بردار خودکار می‌تواند فاز استخراجی را به دستگاه GC تزریق کند.
اخیراً پیکربندی ساده‌تری ارائه گردیده که شامل اتصال مستقیم فیبر به نوک سوزن میکروسرنگ می‌باشد شکل (2-5) در این تکنیک، طول مشخصی از فیبر پس از بسته شدن انتهای آن با حرارت، به سوزن میکروسرنگ که حاوی محلول استخراجی است، متصل شده و پس از آغشته نمودن جدار فیبر با حلال آلی و تزریق محلول استخراجی به داخل فیبر، محلول استخراج کننده به داخل میکروسرنگ کشیده و سپس به دستگاه کروماتوگرافی تزریق می‌شود. شمای این سیستم در شکل (2-5) نشان داده شده است.
6شکل2-5. طرح شماتیک از سیستم HF- LPME
این پیکربندی بدون بستن انتهای فیبر جهت انجام استخراج به صورت دینامیک به کار گرفته شده که در آن یک پمپ سرنگی به طور خودکار پیستون میکروسرنگ را بالا و پایین می‌کشد تا استخراج انجام شود (15). قابل ذکر است که کاربرد فیبرتوخالی برای استخراج از حجم زیادی از نمونه در حد 1 لیتر و نیز کاربرد آن به صورت نیمه خودکار نیز عملی شده است، به طوری که در آنها یک یا دو مرحله‌ی استخراج می‌تواند به صورت خودکار انجام گیرد. شکل (2-6) استخراج از حجم بالای نمونه و همچنین سیستم نیمه خودکار استخراجی را نشان می‌دهد.
شکل2-6. (الف) شمایی از سیستم HF- LPME از حجم زیاد (ب) سیستم نیمه خودکار
با پیشرفت‌های سریع در این زمینه Pawliszyn و همکارانش در سال 2006 موفق به معرفی سیستم تمام خودکار HF-LPME شدند.
2-1-1-2-3. میکرواستخراج فاز مایع از فضای فوقانی با فیبر توخالی
نمونه‌برداری از فضای فوقانی روش موفقی برای استخراج ترکیبات فرار و نیمه فرار از نمونه‌های پیچیده است، به طوری که در آن گونه‌ها ابتدا از نمونه جامد یا مایع خود به فضای فوقانی نمونه انتقال می‌یابند، سپس نمونه‌برداری و اندازه‌گیری انجام می‌گیرد. بدیهی است که گونه‌هایی به این روش قابل اندازه‌گیری هستند که فراریت لازم جهت انتقال به فضای فوقانی را داشته باشند. روش‌های نمونه‌برداری از فضای فوقانی دارای حساسیت کمی هستند، مگر اینکه روش‌های مختلف میکرو استخراج از فضای فوقانی انجام گیرد. در این روش‌ها گونه‌های خارج شده از بافت نمونه، ابتدا به فضای فوقانی نمونه وارد و سپس توسط یک فاز استخراجی جذب و تغلیظ می‌شوند. در نهایت گونه‌ها به دستگاه اندازه‌گیری تزریق می‌شوند. تغلیظ انجام شده باعث دستیابی به حساسیت‌های بالا شده و اندازه‌گیری مقادیر بسیار کم گونه‌های مختلف را امکان‌پذیر می‌سازد.
روش‌های میکرواستخراج از فضای فوقانی به کار رفته تاکنون بر مبنای دو روش فاز جامد و قطره بوده‌اند. در روش میکرو استخراج با فاز جامد از فضای فوقانی، نمونه حاوی گونه‌های مختلف در ظرف سربسته‌ای قرار داده می‌شود و از فیبری با پوششها و جاذب‌های مختلف برای استخراج و تغلیظ نمونه استفاده می‌شود. پس از گذشت مدت زمان لازم و به تعادل رسیدن سیستم، فیبر جاذب به منظور آنالیز به دستگاه‌های اندازه‌گیری معرفی می‌گردد. این روش دارای معایبی چون، قیمت نسبتاً بالای فیبرهای فاز جامد، محدودیت در انواع پوشش فیبرها، محدود بودن طول عمر فیبرها و اثرات حافظه می‌باشد (24).
اما در روش میکرو استخراج با قطره، چند میکرولیتر از یک حلال آلی از انتهای سوزن یک میکروسرنگ در فضای فوقانی یک ظرف در بسته حاوی محلول نمونه در حال هم زدن به طور معلق نگهداشته می‌شود. پس از گذشت مدت زمان مشخص و انتقال مقداری از آنالیت‌ها به فاز آلی، حلال به داخل سرنگ کشیده شده و به سیستم اندازه‌گیری تزریق می‌شود. این تکنیک، ساده، سریع، ارزان و بسیار حساس است و تنها با استفاده از یک میکروسرنگ، مراحل مختلف استخراج، تغلیظ و تزریق به سیستم اندازه‌گیری قابل انجام است. علاوه بر این به دلیل عدم تماس مستقیم حلال استخراج کننده با بافت نمونه، مزاحمت‌های ناشی از آلودگی حلال استخراج کننده توسط بافت نمونه رفع شده است. از طرفی در این روش می‌توان از حلال‌های استخراج کننده قابل امتزاج با آب نیز استفاده کرد. از محدودیت‌های این روش تبخیر حلال استخراج کننده با گذر زمان می‌باشد که مانع از افزایش زمان و استخراج و همچنین دمای محلول می‌شود که این مشکل را می‌توان با سرد کردن سوزن میکروسرنگ که منجر به سرد شدن میکروقطره می‌شود تا حدودی رفع کرد. البته این روش دارای مشکلاتی نظیر عدم استفاده از حجم‌های بیشتر قطره به دلیل افتادن قطره و مساحت سطح کوچک قطره می‌باشد که منجر به کاهش کارایی استخراج می‌گردد. به دنبال تحقیقات صورت گرفته روی HF-LPME که همگی براساس استخراج مستقیم از محلول نمونه می‌باشد، Jiang یک روش جدید از آنالیز فضای فوقانی بر مبنای HF-LPME را معرفی کردند.
این تکنیکمشابه با روش استفاده شدهدرHF-LPMEمی‌باشد، با این تفاوت که فیبر توخالی در فضای فوقانی محلول نمونه قرار می‌گیرد. بدین ترتیب مزاحمت‌های ناشی از بافت پیچیده نمونه برطرف می‌شود. از طرفی به دلیل اینکه فاز استخراجی درون فیبرتوخالی قرار گرفته، مشکل افتادن حلال استخراجی در اینجا رفع شده است و می‌توان از حجم‌های بیشتر نیز استفاده نمود. علاوه بر این به دلیل افزایش مساحت سطح تماس حلال استخراجی و فضای فوقانی، استخراج‌ها سریع‌تر و با کارایی بیشتری قابل انجام است. همچنین به دلیل ارزان بودن فیبرتوخالی، می‌توان از هر فیبر یکبار برای استخراج استفاده نمود، بنابراین مشکلات اثرات حافظه، موجود در روش فاز جامد، در این روش وجود نخواهد داشت. از محدودیت این روش می‌توان به تبخیر و از دست رفتن حلال استخراجی طی فرایند استخراج اشاره کرد، که این مشکل نیز با سرد کردن حلال استخراجی قابل رفع است. شماتیک میکرواستخراج فاز مایع فیبرتوخالی به دو روش مستقیم و فضای فوقانی در شکل (2-7) نشان داده شده است.
8شکل2-7. طرح شماتیک میکرو استخراج فاز مایع به روش(الف) مستقیم و (ب) فضای فوقانی
سیستم میکرواستخراج از فضای فوقانی به دو شیوه استاتیک و دینامیک قابل انجام است. در روش دینامیک حلال آلی داخل فیبرتوخالی توسط پمپی که به پیستون میکروسرنگ متصل شده است، به طور پی در پی داخل فیبرتوخالی پر و خالی می‌شود (25).به این ترتیب حجم معینی از فضای فوقانی با سرعت مشخص و ثابت به داخل فیبر توخالی کشیده می‌شود و پس از چند ثانیه توقف، دوباره فاز گازی با فشرده شدن پیستون میکروسرنگ خارج شده و این عمل به دفعات معین تکرار می‌شود. پس از کشیدن حلال به داخل میکرو سرنگ، سوزن میکروسرنگ از فیبرتوخالی خارج شده و به دستگاه آنالیز تزریق می‌شود. مکانیسم عمل به این صورت است که هنگام بالا کشیدن پیستون میکروسرنگ، لایه‌ای از حلال که داخل منافذ فیبرتوخالی است، سطح زیادی را در معرض فاز فوقانی مربوط به فضای فوقانی محلول نمونه که به داخل فیبر توخالی کشیده می‌شود،قرار می‌دهد.آنالیت‌های موجود در این فاز گازی به داخل حلال آلی استخراج می‌شوند و با کشیدن و فشردن پیستون، هر بار این فاز گازی تجدید می‌شود. از طرفی بالا کشیدن حلال آلی به داخل سرنگ، باعث هم زدن و یکنواختی حلال آلی می‌شود و هنگامی که حلال دوباره با فشار پیستون به داخل فیبرتوخالی بر می‌گردد، مثل این است که در معرض حلال جدیدی قرار گرفته است. زیرا گونه‌های جذب شده در سطح حلال آلی در طی این فرایند به داخل توده حلال استخراجی می‌روند و غلظت گونه‌ها در حلال استخراجی یکنواخت می‌شود. این عمل بارهاانجام می‌شود تا غلظت مناسبی از گونه‌ها در فاز آلی تجمع و تغلیظ گردد. در این روش کوچک بودن فضای درون فیبرتوخالی و تعادل سریع بین آنالیت‌ها در فاز آلی وآبی باعث کاهش میزان تبخیر حلال آلی می‌شود. سیستم دینامیک نسبت به حالت استاتیک دارای حساسیت بیشتری است، اما به دلیل عدم تکرارپذیری در کشیدن و فشار دادن پیستون میکروسرنگ، تکرارپذیری روش دینامیک به خوبی استاتیک نیست. البته اخیراً با اتوماسیون سیستم کشیدن و فشار دادن پیستون توسط پمپ‌های مناسب، این مشکل تا حدود زیادی رفع گردیده است.
2-1-1-3.میکرو استخراج فاز مایع با استفاده از انجماد حلال استخراج کننده
در سال‌های اخیر روش جدید دیگری براساس میکرواستخراج با فاز مایع ارائه گردیده که در آن حلال آلی استخراج کننده در سطح فاز آبی به صورت شناور قرار می‌گیرد و پس از استخراج از طریق سرد شدن منجمد و جدا می‌شود. حلال مورد استفاده در این روش بایستی غیر قابل امتزاج با آب باشد. فشار بخار کمی داشته باشد تا در طول فرایند استخراج کاهش حجم نداشته باشد و نقطه ذوب آن نزدیک دمای محیط باشد.
2-1-1-4.میکرواستخراج فاز مایع- مایع پخشی(DLPME)
میکرو استخراج فاز مایع- مایع پخشی برای اولین بار در سال 2006 توسط اسدی و همکارانش ارائه گردید. در این روش مخلوطی از دو حلال آلی یکی به عنوان حلال استخراج کننده که باید غیرقابل امتزاج با آب باشد و دیگری به عنوان حلال پخش کننده که امتزاج‌پذیر با آب است، استفاده می‌شود. این دو حلال با نسبت‌های معینی به محلول آبی نمونه اضافه می‌شوند و باعث تشکیل یک محلول کدر می‌شوند که پس از سانتریفوژ کردن به صورت یک قطره با حجمی معادلlμ20-5/0ته‌نشین می‌شود و آنالیت را به همراه خود استخراج می‌کند. مزایای این روش فاکتور تغلیظ بالا و زمان‌های استخراج کوتاه می‌باشد.
2-1-2.استخراج فاز جامد16
در استخراج با فاز جامد، نمونه که می‌تواند مایع و یا گاز باشد در تماس با فاز جامد قرار می‌گیرد، به گونه‌ای که آنالیت به طور گزینش‌پذیر بر روی سطح این فاز جامد جذب شود. برای جذب کامل و گزینش‌پذیرآنالیت روی فاز جامد، باید از نظر pH، قطبیت و عوامل دیگر مناسب باشد. سپس آنالیت جذب شده با عبور یک شوینده مناسبی شسته شده و جمع‌آوری می‌گردد. شوینده باید طوری انتخاب شود که علاوه بر بازیابی کامل آنالیت با استفاده از حداقل مقدار آن، در مرحله‌ی اندازه‌گیری نیز مزاحمت ایجاد نکند. فاز جامد معمولاً می‌تواند به صورت ستون‌های کوچک پرشده17 و دیسک‌ها18 مورد استفاده قرار گیرد. ستون‌ها دارای قطر کمی هستند که منجر به محدود شدن سرعت جریان عبور نمونه می‌شود و در نتیجه مدت زمان استخراج طولانی می‌شود. اندازه بزرگ ذرات پرکننده موجب کاهش کارایی و همچنین ظرفیت نمونه‌گذاری می‌شود. علاوه بر این نمونه‌های حقیقی حاوی ذرات معلق می‌تواند منجر به گرفتگی منافذ و مسدود شدن ستون کوچک گردد. اما در دیسک‌ها سطح مقطع افزایش داده شده، به طوری که سرعت استخراج بیشتر شده و امکان گرفتگی توسط نمونه حقیقی حاوی ذرات معلق کمتر می‌شود، در نتیجه کار با نمونه‌های حقیقی راحت‌تر گردیده است. از طرف دیگر اندازه ذرات جاذب تا حدmμ8کاهش داده شده است، که سبب افزایش کارایی استخراج گردیده است.
2-2.کروماتوگرافی
درکتاباصولتجزیهدستگاهیSkoog،ترجمه‌یدکترسلاجقه درباره‌یتاریخچه‌یابداعکروماتوگرافینوشتهشدهاست: بهطورکلی،روش‌هایتجزیه‌یشیمیایی،دربهترینحالت،گزینشی‌اند؛معدودینیزبهطورویژهعملمی‌کنند. درنتیجهجداسازیآنالیتازتداخل‌هایبالقوه،یکمرحله‌یمهمدراکثرروش‌هایتجزیه‌ایاست. تااواسطقرنبیستم،جداسازی‌هایتجزیه‌ایعمدتاًبهوسیله‌یروش‌هایکلاسیکمانندرسوبگیری،تقطیرواستخراجانجاممی‌شدند.باوجوداین،درحالحاضرجداسازی‌هایتجزیه‌ایبهویژهنمونه‌هایچندجزئیوپیچیده،اکثراًبهوسیله‌یروش‌هایکروماتوگرافیوالکتروفورزانجاممی‌‌شوند.
کمیبعدازشروعقرنبیستم،کروماتوگرافیتوسطگیاه‌شناسیروسیبهناممیخاییلتسوت،ابداعونامگذاریشد (26).
2-2-1.دسته‌بندی روش‌های کروماتوگرافی
Skoog درکتاباصولتجزیهدستگاهیعنوانکردکهیکدسته‌بندیاساسیبرایروش‌هایکروماتوگرافیبرپایه‌یانواعفازهایمتحرکوساکنوانواعتعادل‌هایدرگیردرانتقالموادحلشدهبینفازهابناشدهاستوشاملسهگروهعمومیکروماتوگرافیمایع،کروماتوگرافیگازیوکروماتوگرافیسیالابربحرانیمی‌باشد.همچنینقابلذکراستکهفقطکروماتوگرافیمایعمی‌تواندهمدرستون‌هاودرسطوحمسطحانجامشودوکروماتوگرافیگازیوکروماتوگرافیسیالابربحرانیبهروش‌هایستونیمحدودمی‌شوند (27).

About 92

پاسخ دهید